۵:۵۱:۴۲ - سه شنبه ۲۸ شهر ۱۳۹۶
گفتگو با زوج هنرمند مرودشتی
زندگی بر مدار هنر
هفته نامه مرودشت، الهام اتحادخوب– کنار یک زوج جوان و هنرمند مرودشتی نشستیم که سال های زیادی است برای فرهنگ و هنر این شهر تلاش کرده اند. کوشیده ایم  گوشه ای از زندگی شیرین و جذاب  این زوج هنرمند را به دوستداران و مخاطبان عزیز نشان دهیم. ***   – لطفا در ابتدا به رسم

هفته نامه مرودشت، الهام اتحادخوبکنار یک زوج جوان و هنرمند مرودشتی نشستیم که سال های زیادی است برای فرهنگ و هنر این شهر تلاش کرده اند. کوشیده ایم  گوشه ای از زندگی شیرین و جذاب  این زوج هنرمند را به دوستداران و مخاطبان عزیز نشان دهیم.

***

 

لطفا در ابتدا به رسم معمول، خودتان را معرفی کنید؟

بصیرت اکبری، متولد ۱۳۶۰ هستم. دیپلم تجربی دارم و از سال ۱۳۷۷ تئاتر را شروع کردم.

محمد رضا راستگو متولد ۱۳۵۶ هستم. لیسانس روانشناسی عمومی دارم و تئاتر را از سال ۱۳۶۹شروع کردم.

 

چطور با هم آشنا شدید؟

اکبری: اولین اجرای خود را روبروی آقای راستگو داشتم. ایشان بازی من را دیدند و رفته رفته علاقه هایی به وجود آمد. بعد از آن در کار “مترسک ها نمی خوابند” به کارگردانی آقای علی اکبر جعفری، با هم به روی صحنه رفتیم. آقای جعفری در تمام بروشورهای آن سال نوشتند که “تمام اجراهای این اثر، تقدیم به این اتفاقی که افتاد”! در آن موقع برای همه سوال بود که این اتفاق چه بوده؟! بعد همه فهمیدند این اتفاق، همان خواستگاری آقای راستگو از من بود. در سال ۱۳۸۲ ازدواج کردیم و حاصل این ازدواج هم دخترم ویونا بود.

 

اقای راستگو، خانواده تان برای ازدواج با خانم اکبری مخالفتی نداشتند؟

راستگو: مادرم با تئاتر رفتن من مخالفت شدیدی داشتند. این مخالفت به اندازه ای بود که برای اجراهای من هم نمی آمدند و فکر می کردند که این مخالفتشان باعث می شود من تئاتر را کنار بگذارم. اما من وقتی که مخالفت خانواده و مادرم را می دیدم، پنهانی کارم را انجام می دادم.

 

خوشبختانه اکنون ایشان، به عنوان یک بیننده اجراهای من را می بیند و از تمام کارهایم استقبال می کند. به دلیل همین مخالفت، مادرم می گفت: من دوست ندارم که عروسم هم در تئاتر باشد. البته با شخص خانم اکبری مشکل نداشتند ایشان با فعالیت همسرم مشکل داشتند.

 

فعالیت هنری، به زندگی شخصیتان لطمه ای وارد نکرده است؟

اکبری: بله ،مطمئنا در صورتی که مسئله مدیریت نشود، این اتفاق خواهد افتاد اما من و آقای راستگو در همان ابتدا در مورد همه ی این مسائل با هم صحبت کرده ایم. به طور کلی از آن دسته زوج هایی هستیم که سعی کرده ایم با گفتگو تمام این مشکلات را حل کنیم و به یک تعادلی برسیم.

 

راستگو: از اینکه ما هر دو همکار هستیم، مسلمأ گاهی زندگی دچار تنش می شود اما این تنش ها ارتباط چندانی به خود مقوله “هنر” ندارد. شاید گاهی شرایط جانبی بر آن تأثیرگذار باشد.

 

جناب راستگو، با فعالیت همسرتان در تئاتر مخالف نیستید؟

 راستگو: هر زوجی در مسیر زندگی، به این درک می رسد که ازدواج، سند مالکیت نیست ولی به طور کلی گاهی شرایط به گونه ای است که صلاح می بینم همسرم در یک کار نباشد. یا یکی از ما به خاطر دخترم، از یک کار مشترک کنار برویم تا زندگی شخصیمان تحت تأثیر قرار نگیرد.

 

خانم اکبری، نظر شما چیست؟ اینکه با همسرتان همکار هستید خوب است؟

اکبری: بله، بنظر بنده خوب است چون هر دو از فضای کارمان درک متقابل داریم.

 

اگر از هر دوی شما حق انتخاب حرفه ی بازیگری گرفته شود و حق انتخاب دیگری را به شما بدهند، چه شغلی را برای خود انتخاب می کنید؟

اکبری: دوست دارم یک فعال اجتماعی باشم و برای بهبود  فرهنگ و هنر شهرم تلاش کنم. البته من شهروند ساکتی نیستم و سعی دارم در همین راستا، مقاله هایی بنویسم.

 

راستگو: به موسیقی و نویسندگی علاقه زیادی دارم و اگر بازیگر نبودم حتمأ در یکی از این دو رشته کار می کردم.

 

شما یک زندگی با شور و هیجانات شهرت را می پسندید یا یک زندگی معمولی بدون شهرت؟

راستگو: معمولا افرادی که در تئاتر فعالیت دارند، در ناخودآگاه شان این هیجانات نهفته است که یک زندگی آرام، روح آنها را ارضا نمی کند و خواه ناخواه به دنبال هیجان هستند.

 

کدام یک از کارهای همسرتان  بیشتر مورد پسندتان بوده است؟

اکبری: “مترسک ها نمی خوابند”، “والس مرده شوران” و “عشق آباد” را بسیار دوست داشتم و همچنین کار “آهسته صدایم کن” که هر دو در آن کار بودیم و آقای راستگو، کارگردان و بنده بازیگر آن اثر بودیم . این اثر، مقام های مختلفی از جمله مقام اول بازیگر اول و کارگردانی را به خود اختصاص داد.

 

راستگو: من بازی خانم اکبری در کار “خاکستر و خرما” را می‌پسندم.

 

تاکنون با تلویزیون همکاری داشته اید؟

اکبری: با شبکه فارس در چند مورد همکاری داشته ام از جمله کار تلویزیونی “ایمان” و چند فیلم کوتاه دیگر. اما این نکته را بگویم که فضای تلویزیون را دوست ندارم و این فضا برای من جذابیت ندارد.

 

راستگو: من نیز چندین فیلم کوتاه به کارگردانی آقایان حمید روستا و سجاد زارع کار کرده ام اما همان طور که همسرم گفتند، من هم این فضا را دوست ندارم.

 

از خاطرات شیرینی که داشته اید برایمان بگویید؟

اکبری: در یکی از کارها من گریمور بودم و همسرم بازیگر و باید آقای راستگو را شبیه یک پیرمرد گریم می کردم. برخی از دوستانم که همسرم را برای بار اول می دیدند، می گفتند که این آقا، پیر است شما چطور با این آقا ازدواج کرده اید.؟!

 

چه برنامه ای برای آینده دخترتان دارید؟

اکبری: سال۱۳۷۷ که تئاتر را شروع کردم، پدرم یکی از مشوقین اصلی من در این حرفه بودند و موفقیت من را تنها در این می دیدند که روزی دخترشان، ستاره سینما شود و حال که من یک ستاره نشده ام، فکر می کنند موفق نیستم و همیشه به من گوشزد می کنند که نوه ام را نباید به تئاتر ببرید.  اما من و همسرم اینطور فکر نمی کنیم؛ ما سعی می کنیم که به دخترمان کمک کنیم استعداد خود را در رشته مورد علاقه اش پیدا کند و ما هم در ان رشته، او را حمایت می کنیم تا به موفقیت برسد. البته تاکنون در رشته های نقاشی و نویسندگی، استعدادش شکوفا شده است.

 

برنامه تان برای آینده خودتان چیست؟

اکبری: ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه ام “بازیگری”. حدود ۲۰ سال است که در تئاتر فعالیت دارم و با توجه به سوابق و جوایزم می توانم مدرک معادل بگیرم و ادامه تحصیل بدهم.

 

راستگو: حدود یک سال است که گروه آفتابگردان را تشکیل داده ایم و در روستاهای اطراف، برای بچه ها برنامه اجرا می کنیم. دوست دارم این گروه به حدی برسد که بتوانیم یک گروه قوی از مرودشت را در سطح کشور مطرح کنیم.

 

کلام پایانی؟

اکبری: من خواسته شخصی ندارم و همیشه خواسته های من برای فرهنگ و هنر شهرم بوده است. از مسئولین خواهشمندم که بخش فرهنگی و هنری را دریابند.

 

راستگو: خواسته من از دوستان هنرمند است که همدیگر را حمایت کنند و اگر کنسرت، نمایشگاه، یا اجرای تئاتر یا هر کار هنری دیگر بود، از کار یکدیگر استقبال کنیم و آن را ببینیم.

 

گفتگو: الهام اتحاد خوبعکس از زهرا زارعی

تنظیم: آرزو اسماعیلی


ويژه نامه
تعداد شماره ها: 1
  • دريافت مرودشت
  • آرشيو
  • تازه های خبر
    پیشنهاد سردبیر