۱۴:۰۵:۵۰ - سه شنبه ۲۸ شهر ۱۳۹۶
گفتگو با اکبر گشتاسبی آزاده و جانباز مرودشتی
یادگار عشق و آتش
هفته نامه مرودشت، الهام اتحادخوب– درود بر مادران و پدران شهید پرور سرزمینم. پدرم، مادرم؛ به این همه صبر و شکیبایی ات می بالم. مرا ببخش که آن چنان، به چشم های خیس باران خورده ات و عصمت و پاکی فرزندنت التفات نکردام. تو از فرزندت برای حفظ آرامش من گذشتی و او را راهی

هفته نامه مرودشت، الهام اتحادخوبدرود بر مادران و پدران شهید پرور سرزمینم. پدرم، مادرم؛ به این همه صبر و شکیبایی ات می بالم. مرا ببخش که آن چنان، به چشم های خیس باران خورده ات و عصمت و پاکی فرزندنت التفات نکردام. تو از فرزندت برای حفظ آرامش من گذشتی و او را راهی جنگی سرخ کردی. آنگاه که فرزندت برای حفظ حرمت من می جنگید، من در خواب غفلت بودم؛ آنگاه که به اسارت رسید، در منزل خویش راحت آرمیده بودم و آنگاه که به مقام شهادت نائل شد، من فقط نظاره گر گریستن ات بودم. امیدوارم که در این روزگار نادوستی، بتوانم قدردان این همه بزرگواری پدران و مادران سرزمینم باشم.

میهمان خاطرات یکی از سرافرازان هشت سال دفاع مقدس شدیم

***

طبق روال مصاحبه ها، خودتان را معرفی کنید؟

آزاده و جانباز اکبر گشتاسبی، بازنشسته صنعت نفت و در حال حاضر کشاورز هستم. اصل و ریشه ام به روستای هاشم آباد مرودشت بر می گردد و داری یک فرزند دختر و دو پسر هستم.

 

در چه سالی عازم جبهه شدید؟

 در سال ۱۳۶۲، زمانی که ۱۸ساله بودم عازم جبهه های نبرد شدم و در سال ۱۳۶۳ در عملیات بدر جزیره مجنون از ناحیه گردن و دست چپ مجروح شدم. بعد از یک شبانه روز که در میان اجساد پاک و مطهر شهدا، یکّه و تنها بودم، به اسارت بعثی ها در آمدم و شش سال اسیر بودم.

 

هدف شما از رفتن به جنگ با رژیم بعث عراق چه بود؟

زمانی که شما می بینید کشورتان مورد حمله افراد بیگانه قرار گرفته است مسلمأ ساکت نخواهید نشست. ما جوانان در آن هیاهو و سیطره ی تشویش و واهمه، گوش به فرمان امام رحمه الله علیه بودیم.

برای اعزام، با مخالفت خانواده هم روبه رو شدید؟

هرگز. عموهایم در جبهه های جنوب و جنوب غرب بودند و راه برای من هموار بود.

 

قبل از ورود به جنگ، آن را چگونه تصور می کردید؟

قبل از آن از جنگ و جبهه هیچ نمی دانستم اما وقتی وارد تلاطم جنگ شدم همه چیز برایم روشن شد و تنها هدفمان آزاد سازی راه کربلا و خرمشهر بود.

چرا رزمندگان فقط به شهادت می اندیشیدند؟

جو معنوی جبهه، انسان را به طور غیر ارادی وادار می کرد که جز این مسائل به چیز دیگری نیندیشد. در جبهه کسی به فکر پدر و مادر و همسر و فرزند نبود، همه عشق شهادت و امام خمینی(ره) را در سینه داشتند.

 

در آن زمان خانواده از اسارت شما اطلاع داشتند؟

حدود یک سال جز مفقودین و اسرای شناسایی نشده، بودم. صلیب سرخ برای اسرا کارت شناسایی صادر کرد تا بتوانیم به خانواده هایمان نامه ارسال کنیم. ارسال و دریافت هر نامه حدود شش ماه به طول می انجامید و دشمن به هر نامه ای که شک می کرد، اجازه نمی داد به دست ما برسد.

 

بعد اسارت دیدگاه مردم چگونه بود؟

آن موقع که به جنگ رفتم این را وظیفه خود می دانستم و امروز هم بر کسی منت نمی گذارم و خدا را شاکرم که سربلند به کشور عزیزم ایران بازگشتم و این را عرض کنم که ملّت ما، ملّت خوبی است و گوش به حرف رهبرشان هستند.

 

از رزمندگان شاخص کشورمان با چه کسی در ارتباط بودید؟

از رزمندگان شاخص با سرهنگ شهید صیاد شیرازی در ارتباط بودم. وی علاوه بر اینکه فرماندهی شاخص بود، یک مشاور جنگی زبده برای تمام رزمندگان به شمار می آمد.

 

تا به حال به این فکر کرده اید که به جنگ با داعش بروید و مدافع حرم باشید؟

از خداوند خواسته ام که عمرم در چنین راهی تمام شود، البته توفیق می خواهد که مدافع حرم باشیم.

 

از شما، کتابی با عنوان تنهای تنها به چاپ رسیده است. چطور شد که تصمیم گرفتید شروع به نوشتن روایت جنگ کنید؟

بنده علاقه وافری به خواندن و نوشتن دارم. روزی که در خلوت خویش در حال مطالعه کتابی از یک رزمنده بودم، تصمیم به این اصل گرفتم و امیدوارم که این نوشته ها پندی باشد برای آیندگان.

 

فکر می کنید که فرزندانتان بتوانند ادامه دهنده راه پدرشان باشند؟

امیدوارم که خون شهدا و راه شهدا، هدایت گر آنان به راه حق باشد و بتوانند فرد مفیدی برای جامعه شان باشند.

 

هنوز هم با همسنگران تان در ارتباط هستید؟

هنوز هم با آن بزرگواران در ارتباطم. همسنگرانی که در راه شهادت از یکدیگر سبقت می گرفتند و امروز که نگاه می کنیم می بینیم که از قافله عقب افتاده ایم و امیدوارم که دست ما را هم بگیرند و در روز حساب، ما را هم شفاعت کنند. آنان که با خدا معامله کرده اند و امروز هم خدا را ملاقات کرده اند و در نزد او هستند، امیدوارم که دعای آنها بدرقه راه ما باشد.

 

توصیه ای که برای جوانان دارید؟

اینکه پا به جای پای شهدا بگذارید و ادامه دهنده راه آنان باشید، چون کسی که زندگیش را به ریسمان پاک شهدا گره زند هیچگاه گمراه نخواهد شد و توصیه ای که برای خواهرانم دارم این است که در زمزمه پر هیاهوی روزگار، در حفظ عفاف و حجاب خود کوشش به عمل آورند.

 

برنامه آینده تان چیست؟

اینکه بتوانم پاسخگوی زحمات از دست رفتگان انقلاب و جنگ تحمیلی باشم.

 

و حرف آخر!

در هر کاری که هدف و مقصد مشخص باشد. آن را با جان و دل انجام خواهید داد، ما همه سربازان امام زمان(عج) هستیم فتوای ما باید امر به معروف و نهی از منکر باشد.

 

گفتگو از الهام اتحادخوبعکس از ابراهیم کشاورزی


ويژه نامه
تعداد شماره ها: 1
  • دريافت مرودشت
  • آرشيو
  • تازه های خبر
    پیشنهاد سردبیر